تبليغاتX
سیرجان
ثبت دامنه | سیرجان

سلام دوست عزیز به وبلاگ ما خوش آمدي . اگر خواستی میتونی به جمع ما بپیوندی خوشحالمون میکنی راستی اگر نظر خودتو بیان کنی خوشحال میشیم در آخر دوباره به ما سر بزن

درباره سیرجان سه شنبه ششم آذر 1386 1:5 بعد از ظهر
شهر تاریخی سیرجان

 

1- موقعیت جغرافیائی و مشخصات عمومی

 

شهرستان سیرجان با 17481 کیلومتر مربع مساحت در جنوب غربی استان کرمان و در تقاطع راههای شوسه آسفالته چهار استان فارس ، کرمان ، هرمزگان و یزد و در مسیر راه اصلی تهران  _ بندرعباس واقع شده که ویژگی بسیار مناسبی را بدست آورده است واز شمال به شهرستان شهر بابک و رفسنجان  واز شرق به شهرستان بردسیر و بافت واز جنوب به شهرستان حاجی آباد هرمزگان واز غرب به شهرستان نیریز فارس محدود میشود ارتفاع این شهرستان از سطح دریا 1735 متر می باشد و دارای 4 شهر ( سیرجان ، زیدآباد ، نجف شهر ، پاریز ) و دو بخش ( مرکزی ، پاریز )  و 10 دهستان و 468 روستای دارای سکنه و 1093 روستای خالی از سکنه میباشد مرکز آن شهر سیرجان با وسعت 75 کیلومتر مربع وتا شهر کرمان 180 کیلومتر فاصله دارد و دومین شهر استان کرمان از نظر وسعت و جمعیت شهری میباشد.

 

2- سابقه تاریخی

 آنچه از متون تاریخی برمی آید مبنای شهر سیرجان مربوط به قبل از اسلام است و آنرا به زمان بلاش پادشاه اشکانی نسبت می دهند گفته می شود اسکندر در مراجعت از هندوستان از روی شهر قدیم سیرجان گذشته واز طریق بوانات ( استهبان ) به پاسارگاد و سپس شوش رفته است قدیمی ترین سندی که اطلاعاتی درباره سیرجان به ما می دهد نوشته ابن اثیر است او می نویسد گشتا سب که یکی از پادشاهان قدیمی ایران است به طرف کرمان آمده ودر کوهستانی که تنبور است (کوه تنبور سیرجان ) نام داشت جای گرفت وبه عبادت مشغول شد. سیرجان قدیم شهری بزرگ و آباد بوده و در زمان اشکانیان مرکز فرمانروای کرمان فعلی بوده است. در سال 31 هجری قمری عثمان بن عفان عبدالله بن عامر را مامور فتح کرمان می کند که وی به سیرجان لشکر کشیده و سیرجان را به تصرف در می آورد و با روی کار آمدن یعقوب لیث صفاری سیرجان جز قلمرو فرمانروایی او قرار گرفت.

 

 3- جمعیت و نیروی انسانی

 

جمعیت شهرستان: 263262 نفر

جمعیت شهرسیرجان: 209063 نفر      درصد جمعیت شهری: 4/79 %

جمعیت روستایی: 54199 نفر             درصد جمعیت روستایی: 6/29 %

نرخ بیکاری: 11%                               نرخ با سوادی: 5/89 %

 

4- وضعیت آب و هوا

 تابستانهای گرم وخشک و زمستانهای سرد وخشک ، از مهر ماه تا پایان اردیبهشت ماه فصل بارندگی در این شهرستان محسوب میشود میانگین بارندگی سالیانه 142 میلیمتر میباشد . رطوبت نسبی 36% میانگین درجه حرارت حداکثر 37 درجه سانتیگراد و حداقل 1- حداکثر درجه حرارت ( مطلق ) 42 و حداقل درجه حرارت ( مطلق ) 15- ارتفاع از سطح دریا 1735 متر

 

5- کشاورزی و دامپروری

  کل سطح زیر کشت : 74164هکتار

سطح زیر کشت باغ : 58627 هکتار

سطح زیر کشت زراعت : 15537 هکتار

تولید پسته : 37000 تن در سال

تولید غلات : 22150 تن در سال

تولید بادام : 5000 تن در سال

تعداد واحدهای مرغداری : 86 واحد

تولید مرغ گوشتی درسال : 3312000 کیلوگرم

تعداد دام شهرستان :1100000

تعداد کشتارگاه دام : 1 واحد نیمه صنعتی

تعداد کشتار گاه طیور : 2 واحد صنعتی

تعداد چاههای عمیق ونیمه عمیق دایر : 1150 حلقه

تعداد چشمه ها و قنات ها : 580 رشته

تعداد چاههای متروکه : 82 حلقه

تولید شیر در سال : 7456 تن در سال

تعداد گاو شیری : 7800 راس

تعداد گاو گوشتی : 6300 راس

 6- بخش فرهنگی

   

تعداد مساجد و حسینیه ها : 239 باب

تعداد هیئت های عزاداری : 186 هیئت

تعداد کتابخانه های عمومی : 9 باب

تعداد استادیوم ورزشی : 2 باب

تعداد سالن ورزشی : 8 باب

تعداد زمین چمن : 6 مورد

 7- بخش بهداشت و درمان

 

تعداد بیمارستان : 3 باب با 393 تخت

تعداد مراکز بهداشتی و درمانی : 3 باب

تعداد پایگاههای بهداشتی شهری : 9 باب

تعداد مراکز بهداشتی و درمانی روستائی : 10 باب

تعداد خانه بهداشت : 49 باب

تعداد پزشکان متخصص و عمومی : 163 نفر

 

 

8- بخش حمل و نقل

 

راه آهن به : بندر عباس . یزد . اصفهان . تهران و مشهد

راه شوسه اصلی به مراکز چهار استان همجوار

فرودگاه دارای 2 پرواز در هفته به تهران . قشم و دبی

طول جاده آسفالت بین شهری : 365 کیلو متر

طول جاده آسفالت روستائی : 280 کیلو متر

طول جاده خاکی روستایی : 500 کیلومتر

 

 

9- بخش ایثارگران

 

تعدادشهدا : 519 نفر

تعداد جانبازان : 2626 نفر

تعداد آزادگان : 107 نفر

تعداد بسیجیان : 65000 نفر

 

 

10- بخش آموزشی

 

تعداد دانش آموزان در مقاطع مختلف تحصیلی : 54489 نفر

تعداد دانشجویان : 7650 نفر

تعداد دانشگاه : 4 واحد ( دانشگاه آزاد ، دانشگاه پیام نور ، دانشکده تکنولوژی _ مدیریت دولتی )

تعداد اموزشکده فنی : 2 واحد

تعداد مراکز آموزش فنی و حرفه ای : 1 واحد 

 

 

 

11- بخش صنعت و معدن

 

واحدهای فعال در شهرک صنعتی شماره یک :  30 واحد

واحدهای فعال در شهرک صنعتی شماره دو: 2 واحد

واحدهای فعال در منطقه ویژه اقتصادی : 32 واحد

واحدهای فعال در سایر نقاط شهرستان : 10 واحد

ذخایرمعدن سنگ آ هن گل گهر : 1135 میلیون تن

ذخایرمعدن مس چهار گنبد : 45 میلیون تن

 

 

12- بخش خدمات شهری

 

تعدادکل مشترکین برق : 59571 اشتراک

تعدادکل مشترکین آب : 53000 اشتراک

تعداد کل مشترکین گاز : 29085 اشتراک

تعداد کل تلفنهای واگذار شده شهری :  43000 اشتراک

تعداد کل تلفنهای واگذار شده روستائی : 12000 اشتراک

تعداد تلفن همراه واگذارشده : 20000 اشتراک

تعداد تاکسیهای شهری : 389 دستگاه

تعداد تاکسیهای برون شهری : 281 دستگاه

تعداد سدهای فعال شهرستان : 2 سد ( تنگوئیه و شمس آباد )

 

 

13- آثار تاریخی و جاذبه های گردشگری

 

مناطق خوش آب و هوای شهرستان عبارتند از : دهنه درک پاریز _ منطقه بلورد و جهار گنبد _ سلطان پیرغیب و گدار خانه سرخ

آثار تاریخی عبارتند از : قلعه سنگ _ امامزاده احمد و امامزاده علی _ باغ سنگی _ میرزبر _ شاه فیروز _ یخدان های دو قلو _ بادگیر چپقی

سوغات شهرستان : پسته _ مسقطی _ انواع گلیم و قالیچه

نوشته شده توسط میثم دریابیگی بلوردی | موضوع: | لینک ثابت |

درویش خان و باغ سنگی جمعه ششم مهر 1386 10:10 قبل از ظهر

 

 باغ بی برگی که می گوید که زیبا نیست؟

در ۴۰  کیلومتری   جاده   سیرجان  کرمان   باغی   از  میوه های  سنگی  خود  نمایی می کند.درویش خان اسفندیار پور خالق ناشنوا و ناگویای این اثر شکوهمند هنری چندی پیش در ۱۹ فرودین ۱۳۸۶ دار فانی را وداع گفت و این خبر را ایسنا فردای آن روز روی سایت خبری خود گذاشت. گرچه در مراسم تشییع این باغبان کر و لال مقاماتی هم از میراث فرهنگی حضور داشتند ، اما مردنش نیز مانند زندگی اش غریب بود... تا آیندگان چه قضاوت کنند.درویش خان مرد و هنرش برای همیشه به جاودانگی پیوست. جسم درويش‌خان، جسم پر رمز و راز و غريب درويش‌خان حالا ميان باغ سنگي‌اش زير تلي از خاك جا خوش كرده و روح سركشش به آسمان‌ها رفته است.
درويش‌خان يك ايلياتي يكجانشين شده بود.سال‌ها پيش، رضاخان ايل و طايفه‌اش را در روستايي به نام «بلورد» يكجانشين كرده بود. روستاي بلورد ۴۰ كيلومتر با سيرجان فاصله دارد. درويش‌خان از ابتدا ساكن همين روستا بوده و همين جا بزرگ شده است.اينطور كه مي‌گويند ريشه و نسب درويش‌خان به خان‌‌هاي قديم مي‌رسد و روي اين خان زاده ‌بودن در نام او تأكيد شده؛ چون درويش‌خان كرولال بود درباره زندگي گذشته و جواني‌اش داستان‌هاي بسيار ساخته‌اند. در نظر مردم محل، درويش‌خان آدم عجيب و غريب و تا حدودي ترسناك بود كه تا قبل از اينكه پاي هنرمندان و گردشگران به باغش باز شود، اوقات فراغتش را با كارهاي بيهوده پر مي‌كرد.درویش خان رفت و باغ سنگی باقی ماند.باغ سنگی  میراث عصیان ایلیاتی مردی است ، هم از تبار خاک و سنگ ، ایلیاتی مردی کرولال ، با قامتی بلند و هیبتی که به اسطوره می ماند...
بیش از چهل سال از بنای باغ سنگی می گذرد و باغ سنگی به زلالی آبیاری شد که اشک درویش خان بود ؛ هم در لحظاتی که می خواست بگوید که چرا؟... و بپرسد که چرا؟... و نگفت و نتوانست شاید و اگر هم گفت ، ما نفهمیدیم. باغی اگر نه به وسعت زمین و طراوت ظاهری ، که به وسعت اندیشه و طراوت روح ، چیزی کمتر از باغ شازده. اگر باغ شازده نماد عصیان فرعونیانه ی فرمانفرمایان در ستم به بندگان خداست ، باغ سنگی اما نماد عصیان انسان ستم دیده است بر فرعونیت ... و رهایی انسان از همه ی آن چه که جز اوست و هم از این روست که باغ سنگی به ماندگاری بیشتر می ماند تا باغ شازده.
البته با توجه به سن درويش خان كه حدود ۸۳ سال بوده و با در نظر گرفتن اينكه قدمت اين باغ سنگي به ۴۰ سال پيش مي‌رسد هنوز اين سؤال در ذهن دوستانش مطرح است كه چه اتفاقي در زندگي درويش باعث شده كه بعد از ۴۰ سال جرقة خلق كردن باغ سنگي در ذهنش ايجاد شود؛اين قسمت از زندگي درويش خان هميشه در پرده‌اي از ابهام باقي خواهد ماند؛ اينكه واقعا ۴۰ سال پيش براي او چه اتفاقي افتاده است. ناتواني درويش خان در سخن گفتن، قسمت‌هاي مهمي از زندگي و هنرش را براي هميشه در پرده‌اي از ابهام باقي گذارده است.
هيچ‌كس معناي واقعي درختان خشكيده‌اش را نفهميده، آدم‌هاي زيادي براي ديدن باغ سنگي‌اش آمدند؛ مردم عادي و هنرمندان. مردم عادي از ديدن آن درخت‌هاي عجيب و غريب تعجب كردند، كوچك‌ترهايشان ترسيدند و هنرمندان كه سعي مي‌كردند باطن هنر درويش‌خان را بخوانند، روي باغ سنگي‌اش انواع و اقسام اسم‌ها را گذاشتند؛ برخي نام هنر مفهومي بر آن نهادند و بعضي گفتند اين يك هنر طبيعي است، اما هيچ‌كس روح واقعي حاكم بر باغ سنگي درويش‌خان را نديد؛ شايد چون  درويش كر و لال بود  نه مي‌توانست درمورد آنچه خلق كرده  بگويد و نه آنچه ديگران درمورد كارش مي‌گویند را بشنود.
يكي از داستان‌هاي معروف درمورد درويش‌خان و باغش اين است كه مي‌گويند درويش‌خان در زمان اصلاحات ارضي، ملك بسيار داشته است. اما حاكم منطقه به‌خاطر اصلاحات ارضي همه زمين‌هاي درويش‌خان را به زور گرفته و به او ظلم و ستم بسيار كرده است. درويش‌خان هم به نشانه اعتراض به كار حاكم، قطعه زمين بايري را برداشته و تبديل به باغي با درختان سنگي كرده است؛ مشخص نیست چه کسی برای اولین بار قصه ی اصلاحات ارضی و عصیان درویش خان را که بهانه ی بنای این باغ بود ، بر زبان آورد . درویش خان ، خود البته نبود ، که گفتن نمی توانست! هر که بود و هر چه بود، آن قدر هست که بتوان گفت این قصه، از این قاب بزرگتر بود ؛ قصه ی عصیان درویش خان باید بزرگتر از این ها باشد که می گوییم .نمی شود ایلیاتی باشی و ایلیاتی زاده و دل به زمین خُردی ببندی و به آبی که زمین گیرت کند. نمی شود ایلیاتی باشی و ایلیاتی زاده و به سیاه درخت بچسبی که از کوچ قبیله ات وادارد. حتی اگر تنها به دلیل عصیان علیه هر آنچه که از ظلم ستم بر درویش خان وارد شده او دست به چنین کاری زده باشد، باید قصه ای فراتر از این واقعه ی اصلاحات ارضی داشته باشد . عصیان بر علیه همه ی آن چه که بر ایلات و عشایر ما گذشت و به روزگار پهلوی اول آشکارتر و خشن تر از همیشه بود . عصیان بر علیه نظم و نسقی که کهنه قزاقان رضا خانی برقرار کردند. نظم و نسقی که ستون فقرات فرهنگ ایلیاتی ما را شکست. درویش خان شناسنامه ی ایلیاتی ما بود و نماد تمام بدویت عزیزی که هنوز هم به صداقت بر حفظ ته مانده های اصالتش اصرار می ورزد .
آدم‌هاي زيادي تا به حال در زندگی درویش خان كنجكاوي كرده‌اند. حتي از زندگي‌اش فيلم هم ساخته‌اند. هنرمندان در سادگي و شلختگي باغ، يك حس خاص و جادويي مي‌بينند و اين سؤال برايشان مطرح مي‌شود كه چگونه يك آدم سادة دهاتي، اين‌گونه دست به پديد آوردن اثري پست‌مدرن زده است. پرويز كيمياوي از جمله افرادي است كه از زندگي درویش خان  و باغ سنگي اش فيلم ساخته‌ است؛ كيمياوي دو بار زندگي درويش خان را به صورت فيلم درآورد. يك بار سال۱۳۵۰ كه يك فيلم داستاني بود و خود درويش خان و خانواده‌اش در آن بازي مي‌كردند(خلاصه داستان را در پیوست بخوانید) و يك بار ديگر هم سال۱۳۷۳ به باغ سنگي بازگشت تا از اوضاع درويش خان بعد از ۲۳ سال باخبر شود؛ اين بار يك فيلم مستند ساخت و نامش را گذاشت پيرمرد و باغ سنگي. بعد از پخش فيلم هم قرار شد استانداري و ميراث فرهنگي براي حفظ و حراست باغ كارهايي بكنند؛ دورش حصاري بكشند. برايش نگهباني بگذارند و... اما تا همين  امروز كه بیش از ۵۰ روز  از خاک سپاری درویش خان گذشته خبري از اجراي اين قول‌ها نبوده است
اکنون که درویش خان مرده است و ما به یاد آورده ایم که درویش خانی بود و باغی بود به نام باغ سنگی نباید فراموش کنیم درویش خان روح باغ سنگی بود و باغ سنگی هم بی روح خود جز انبوهی از سنگ و چوب خشکیده نیست. دیگر هیچ چیز به باغ سنگی اضافه نخواهد شد و دیگر هیچ کس با عشق و علاقه غبار فرسودگی را از چهره باغ سنگی نمی زداید. دیگر هیچ کس با زبان بی زبانی قصه درخت های خشکیده را نخواهد گفت.مهم ترین سوالی که اینجا به ذهن خطور می کند این است که آیا بعد از درویش خان باغ سنگی روز به روز به زوال نزدیکتر خواهد شد...؟


(خلاصه فیلم پرویز کیمیاوی:
درويش خان مردي کر و لال است که خانواده اش با شباني در صحرا زندگي مي کنند. او روزي خواب نما مي شود و پس از بيدار شدن تخته سنگ عجيبي را زير سر خود مي بيند و آن را به خانه مي برد و به درختي مي آويزد. درويش خان روزهاي بعد قطعه سنگهاي ديگري مي يابد و با سيم هاي تلگراف سنگ ها را به درخت هاي اطراف چادرش آويزان مي کند. به زودي باغي از سنگ در اطراف چادر او برپا مي شود. مردم از روستاهاي دور و نزديک براي تماشا و تبرک و بستن دخيل به باغ سنگي مي آيند. همسر درويش خان از مردم در ازاي آمدن به باغ سنگي پول و هديه طلب مي کند و با طمع ورزي هايش زندگي درويش خان را برمي آشوبد.)

نوشته شده توسط میثم دریابیگی بلوردی | موضوع: | لینک ثابت |

باغ سنگی جمعه بیست و سوم شهریور 1386 10:58 قبل از ظهر
اين باغ از شاهکارهاي تاريخ است در نزديکي دهستان بلورد واقع در روستاي مياندوآب و در فاصله 45 کيلومتري جنوب شرقي سيرجان و به دست فردي ناشنوا به نام درويش خان گنگ ( اسفنديارپور) که به کشاورزي اشتغال داشته حدود 30 سال پيش ساخته شده است.
اين در حقيقت يادگار گلستاني است که وي روزگاري از دست داده و به خيال خودش بوستاني از سنگ و چوب را به اين منظور ساخته باين انديشه که ديگر ظالم باغ سنگي را نمي گيرد و با چنين اميدي عمرخود را گذارنده است. زندگي او عجيب و کارهايش حيرت آور است و چه زيبا با زبان بي زباني شکايت درون خود را متجلي ساخته است. به نشانه تاثرات روحي در بلندترين نقطه چنار باغش فانوس دستي مي آويخته و مردمي را که به ديدارش مي آمده اند به دور درخت طواف مي داده و با اشاره تقدس درخت را مي نمايانده و همزمان درخت خشک شده را با آويختن هر چه در دسترس داشته مي آراسته البته با چوب و سنگ و فلز و پارچه کهنه و قنديل و شاخ و سيم و پوست گوسفندان درويش خان هنوز زنده است و روزگار پيري را سپري مي کند
نوشته شده توسط میثم دریابیگی بلوردی | موضوع: | لینک ثابت |

سیرجان در گذر زمان جمعه بیست و سوم شهریور 1386 10:33 قبل از ظهر
سيرجان در مغرب کرمان واقع شده ، از يک سو به خاک فارس ارتباط دارد. سيرجان در قديم شهري بزرگ بوده و شهريجان نام داشته و نظر به موقع جغرافيايي در بعضي مواقع مرکزيت داشته، بتدريج رو به ويراني نهاده ، ميرزا سعيد کلانتر قريه جديدي آباد کرد ،کم کم توسعه يافت و به سعيد آباد معروف شد. امروز مرکز سيرجان است ، و چون اين شهر برسر راه فارس و بندرعباس قرار گرفته موقعيت خاصي دارد و محصولاتش گندم ،جو،پسته،بادام و خربزه ي آن معروف هستند.در بعضي کتب قديمي نوشته اند، که خرماي زيادي از آنجا به عمل مي آمده است. اما امروزه اثري از خرما در اين منطقه نيست.
قديمي ترين سندي كه از سيرجان به دست رسيده ، نوشته ابن اثير است كه مي نويسد : « گشتاسب كه يكي از پادشاهان قديم ايران بود و دين سليمان را داشت ، دين زرتشت را پذيرفت و در كوهستاني كه تمبور نام داشت ، جاي گرفت و در حالت تقيه به عبادت مشغول شد . »
استاد دكتر باستاني پاريزي عقيده دارد كه اين كوه همان است كه در شرق سيرجان و حدود چهار گنبد قرار دارد . بنا به نوشته بعضي از كتب تاريخي ، قدمت سيرجان را به دوره بلاش از پادشاهان اشكاني مي دانند . مؤيد محسني مقاله اي درباره بناي شهر سيرجان نوشته است :
« نام آن سيرگان بوده و از آثار و بناهاي خسرو ابن موسي ابن هرمز ، نهمين پادشاه اشكاني است ، كه تقريباً دويست سال پيش از زمان اردشير بابكان سر سلسله ساسانيان و باني كرمان بوده و در استيلا اعراب او را معرب كرده و سيرجانش ناميدند.»
ژان گوره در كتاب خواجه تاجدار ، شرحي از سيرجان مي نويسد و مشخص مي كند كه سيرجان قبل از اشكانيان آباد بوده و توضيح مي دهد : «‌سيرجان قديم ، به قول مورخين قديم از جمله سيسرون و كتزياس طبيب و مورخ معروف كه در دوره هخامنشيان مي زيسته اند ،داراي ده محله بوده و در هر يك از محلات آن شهر ، يك دسته از مردم زندگي مي كرده اند . »
اما آنچه مسلم است شهر سيرجان قبل از اشكانيان نيز آباد بوده و آن طور كه در تاريخ كرمان نوشته احمد علي خان وزيري آمده «‌اسكندر در مراجعت از هندوستان ، از روي قلعه سنگ كه محل قديم سيرجان است ، عبور نموده و از طريق بوانات به پاسارگاد رفته است . »
مؤسسه جغرافيايي و كارتوگرافي سحاب كه نقشه خط سير لشكر كشي اسكندر را ترسيم و چاپ نموده ، مسير حركت اسكندر را از هندوستان از روي ” قلعه سنگ “ سيرجان مشخص كرده و فاصله سيرجان تا پرسپوليس را 324 كيلومتر نوشته ، اسكندر از پرسپوليس به پاسارگاد و از آنجا از طريق دربند نارس به شوش و از شوش به بابل رفته و در آنجا درگذشته است . سيرجان تا زمان سامانيان مركز ايالت كرمان بوده و در نيمه دوم قرن چهارم مركز ايالت از سيرجان به كرمان منتقل شد تا به سامانيان كه در خراسان بودند ، نزديكتر باشد .
اين شهر در زمان ساسانيان ” سيرگان “ ناميده مي شد. وجه تسميه آن به ”سيرگان“به اين جهت است كه داراي قناتهاي زيادي است كه در زمانهاي پيش آباد شده و از حيث كان و كاريز تمام بوده است .
سيرجان از جهت اينکه مرکز تقاطع راههاي بين کرمان، فارس، بندرعباس، يزدو اصفهان بوده و کالاهايي که از بنادر جنوب ايران و بخصوص بندرعباس وارد مي شده،از طريق سيرجان به داخل کشور حمل مي گرديده ، و بر اساس موقعيت مهم تجاري، و هم بخاطر زمين حاصلخيزو حفر قنوات متعدد، داراي محصولات فراواني، بخصوص گندم ،پنبه،و انواع ميوه ها بوده و جمعيت زيادي داشته و بسياري از مورخين آن را در رديف شهرهاي بزرگ شمرده و حتي از شيراز بهتر و زيباتر دانسته اند.
سيرجان يكي از شهرهاي قديمي و مهم ايران بوده كه هنوز آثار خرابه هاي آن در قسمت شرقي شهر كنوني به نام ”‌ قلعه سنگ “باقي و به طوري كه در تواريخ ثبت شده است ، در زمان اشكانيان مركز كرمان بوده است . اين شهر قديم در محل ” قلعه سنگ “ ، كه در فاصله 9 كيلومتري شهر فعلي سيرجان است ، قرار داشته و تا سال 796 هجري قمري آباد بوده و در اين تاريخ به وسيله ” ايدكو “ ، سردار تيمور كه دو سال شهر را درمحاصره داشته ، نابود و با خاك يكسان مي شود .
نوشته شده توسط میثم دریابیگی بلوردی | موضوع: | لینک ثابت |

درباره بلورد سه شنبه بیستم شهریور 1386 5:42 بعد از ظهر
روستاي بلورد در ۳۵ کيلو متري جنوب شرقي سيرجان بر سر راه جاده آسفالته سيرجان _بافت قرار دارد. زماني که ايلات بچاقچي را به شهرستان سيرجان کوچ داده اند اغلب در بلورد و روستاهاي اطراف آن متوطن گرديدند.
بلورد در دامنه کوه واقع است. گرمي هوايش از سيرجان کمتر است . آنجا را ييلاق مي توان گفت. باغستاني خوش دارد. خوانين طايفه بچاقچي در آنجا منزل داشته و دارند.
محصول بلورد شامل گندم آبي و ديم ، جو و چغندر قند و سيب زميني مي باشد. پنچ محصول عمده اين دهستان بادام ، انار، نباتات جاليزه و سيب زميني است.
بلورد داراي آب و برق و تلفن مي باشدو همچنين داراي بانک ،پاسگاه،درمانگاه،حسينيه و مسجد مي باشد.
روستاي بلورد داراي حدود۵۵۰خانوار و ۴۵۰۰ نفر جمعيت دارد.
نوشته شده توسط میثم دریابیگی بلوردی | موضوع: | لینک ثابت |


پیوندها
آمار وبلاگ
افراد آنلاين:
تعداد بازديدها:

طراح قالب
Google Searcher
Search in all the world & web with Google Search

بهترین کدها و بهترین دانلودها در مینوس

">

سايت آموزش ايرانيان


Powered By
BLOGFA.COM
بهترين كدهاي جاوا اسكريپت
 
بهترين كدهاي جاوا اسكريپت